خدایا بامن حرف بزن.....
مردی با خود زمزمه کرد: خدایا با من حرف بزن
یه سار شروع به خواندن کرد ! اما مرد نشنید
مرد فریاد برآورد خدایا با من حرف بزن.......
آذرخش در آسمان غرید ، اما مرد اعتنایی نکرد
مرد به اطراف خود نگاه کرد و گفت : تو کجایی ؟؟؟؟
بگذار تو را ببینم ......
ستاره ای درخشید، اما مرد ندید
مرد فریاد کشید " خدایا یک معجزه به من نشان بده " .....
کودکی متولد شد و اما مرد باز توجهی نکرد
مرد در نهایت یاس فریاد زد: خدایا خودت را به من نشان بده و بگذار تو را ببینم .....
از تو خواهش می کنم ......
پروانه ای روی دست مرد نشست و او پروانه را پراند و به راهش ادامه داد .....
ما خدا را گم می کنیم ......
در حالی که او در کنار نفس های ما جریان دارد ......
نظرات شما عزیزان:
تـــــــــــــــو 【خـــــدایــــــــــے】 نـــــہ اونـــــا
✠هـــــــــــــــه✠
پاسخ:ohhhhhhhh
ازش میپرسن چه تغییری تو کارات کرده؟
میگه:قبلا تعداد گوسفند هارو میشمردم
الان تعداد پاهاشونو میشمارم،تقسیم بر چهار میکنم
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:خخخخخ مطمینی با سواد شده؟؟؟؟ بی سواد بود بهتر بودا..
+++ماهم دستمونو تو جیبمون کردیمو خندیدیم گفتیم:
×××!!!حق با شماااااست !!!×××
↻يه رفــــــــيق دارم ;↻
♚"اسمش خــــــــداس"♚
✘بحثـــــــسش از همه جداس✘
☜تــــــــا اون پشتــــــمه☞
⚅بیخیال هر چی مخاطب خــــــــاص⚅
وقتــــے ^
پاسخ:بسیار زیبا و حقیقی
رِفــیقامـون خــِـ✖ــیـلـے فروخـتـنـمون..
ولــ...ــے بـ×ــازَم
تودوستیمون✖ سیـاسَت ✖ نیسـت!
بِــهـتَر اَز مـآ هَـم خِـیـلی هَـسـت میدونَم..
ولــ⇨ـــے بـ∝ـازَم
تو ذاتِــمـوּن ツ حِـسادَت ツ نـیست
پاسخ:لایک
.gif)
همان جایی که گفتند :
یکی بود … یکی نبود …

پاسخ:مرسی عسیسم..
تنها تو می خواهی مرا با این همه رسوائیم
جان گشته سرتا پا تنم از ظلمت تن ایمنم
شــو آفـتاب روشنـم پـیدا بــه نـاپـیدائیم
مـن از هـوسها رسته ام از آرزوها جسته ام
مـرغ قفس بشكسته ام شادم ز بـی پروائیم
دانـی كـه دلدارم تـوئی دانم خریدارم توئی
یـارم توئی یارم توئی شادی از این شیدائیم
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
ممنون از حضورتون حتما بازم سر بزن
پاسخ:حتما...
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

پاسخ:مرسی آیدا جان...

.gif)
پاسخ:مررررررسی عزیزم...

.gif)
پاسخ:مرسی نداجان...!!!!!!
برچسبها: